«جهان سوم جایی است که اگرکسی خواست مملکتش راآبادکندخانه اش خراب می شود واگربخواهدخانه اش آبادباشدبایددرتخریب مملکتش بکوشد» دکتر حسابی ، هیچ وقت این عبارت رو به این خوبی نفهمیده بودم و درک نکرده بودم. دلم میخواهد بگویم خانه تان آباد ولی شاید هم بهتر باشد بگویم خانه تان خراب!!
دلم می خواهد بیشتر بگویم، دوست دارم راحت تر بنویسم ولی نمیشود ![]()
این احساست متناقض بین مهر و نفرت وقتی توی وجودم و در یک جا قرار می گیرند آزاردهنده می شوند ولی چه خوب است که لبخندهای عزیزکانمان پر می کنند وجودم را از لذت عشق. قصه های کودکانه ای که انگار برایم می بافد، شاپرکی که پر می زند، بره ای که می دود، خرسی که می خوابد، قصه کلاغ و روباه و ... دستان کوچکی که برای من کیک درست میکنند
![]()