تبليغاتX
  استفاده از مطالب این وبلاگ منوط به رعایت حق مولف، اخلاق امانت داری و استناد می باشد. پیشاپیش از شما سپاسگذارم. زهرا بیگدلی
کتاب نگار
"من همیشه فکر می کنم که بهشت جایی شبیه یک کتابخانه است." بورژه

مدرسه کوچک روستای جمال آباد کالو در دور ترین نقطه ایران تا فرسنگ ها می رود . من وقتی که شروع کردم به نوشتن از مدرسه فکرش را نمی کردم که اینچنین آوازه مدرسه کالو تا دنیا برود! اما چون قدرت رسانه را می دانستم فهمیدم با این کار می توان صدای اهالی کالو را به تمام دنیا برسانم و رساندم. من می گویم باید به هنرها هنر دیگری هم اضافه کرد و آن هم هنر وبلاگ نویسیه ،در درس هنر استاد مان می گفت :هیچ هنری دیگری بوجود نخواهد آمد و من گفتم هنر وبلاگ نویسی متولد شده است . خانم استاد خندید و گفت : این چرت و پرت ها نوشتن که هنر نمی شود شعرانی !

با اینکه مدت زیادیست که می نویسد ولی من امروز این وبلاگ را کشف کردم، خواندم، لذت بردم ، لذت بردم همان لذتی که که گنجینه بهار به من داده بود.

از طریق مدرسه کوچک روستای جمال آباد کالو سازمان یونسکو با مدرسه آشنا شده و این مدرسه را به عنوان کوچک‌ترین مدرسه دنیا به ثبت رسانید. و یک بلاگ توانست مدرسه‌ای که زمانی انبار وسایل صیادی بود به انبار بمب خبری دنیا تبدیل کند! تا کنون ده‌ها گزارش تلویزیونی و رادیویی، از کامران نجف‌زاده گرفته تا شبکه سی‌ان‌ان و پرس‌تی‌وی از مدرسه ما پخش شده است.

برقرار باشی معلم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 16:12  توسط زهرا   | 

مدتها پیش درباره یک رویا نوشتم، یک سالی می شود.سال گذشته بود که توانستیم این انجمن را در فرانسه به ثبت برسانیم. اطلاعاتش ۱۲ ژوئیه در روزنامه رسمی چاپ شد.

ریشه های دانش؛ انجمنی برای توسعه کتابخانه های روستایی در ایران

Les racines du savoir : Association pour le develeppement des bibliotheques rurales en Iran

علی رغم اینکه این انجمن حوزه فعالیتش در ایران بود در استانداری شهر هیچ کس نگفت که شما حق ندارید این کار را انجام دهید. روند ثبت انجمن به خوبی پیش رفت. حتی برای کمک به کسانی که می خواهند کارهای اجتماعی و به قولی مردم نهاد انجام بدهند انجمنی متشکل از آشنایان به قوانین و ریس های انجمن های مختلف ، تاسیس شده که انجمن های تازه کار را در کارهای اداری و ... کمک می کند. مرحله بعد افتحاح یک حساب بانکی بود که آن هم انجام شد. بانک Credit Cooperatif، آن هم به شکل تخصصی برای انجمن ها کار می کند و نامش هم به معنای تعاون است.  و اما مرحله مهمتر آغاز به کار است. آغاز به رنگ و رو بخشیدن به رویاها و خیالات رنگارنگمان.

در این راستا دوستانی که در خارج از کشور توانایی کمک مالی دارند می توانند کمک های خود را به شماره حساب

اطلاعات بین المللی  حساب بانکی انجمن

Les racines du savoir
International Bank Account Number
FR76 4255 9000 3141 0200 0346 912
Bank : Credit Cooperatif
Adresse : 112 Avenue du Prado, BP. 266
Marseille 13269 cedex 8

اطلاعات فرانسوی حساب بانکی انجمن

No de compte : 41020003469

Les racines du savoir : Association pour le développement des bibliothèques rurales en Iran

Bank : Credit Cooperatif
Adresse : 112 Avenue du Prado, BP. 266
Marseille 13269 cedex 8

تمام دوستانی که می خواهند از روند کار و پیشرفت آن آگاه شوند یک ایمیل با عنوان انجمن برای من ارسال کنند تا در آینده با گزارش و عکس آنها را از چگونگی پیشرفت ها آگاه کنیم. برای پیشبرد هر چه بهتر این پروژه نیاز به یاری همه شما داریم. هر گونه پیشنهاد و نظر می تواند به م کمک کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 14:33  توسط زهرا   | 

می خواستم درباره اش بنویسم ولی گفتنی ها را نفر اول گفته بود و من دلیلی ندیدم که چیزی اضافه کنم.

"امروز که ... روز خیلی خوبی بود.یک روز دوست داشتنی و دلچسب. جای همگی خالی به دیدن کلی دختر و پسر مشتاق کتاب که چشمانشان برق میزد از شور و شوق. بالاخره بعد از چندین ماه تلاش، همکاری، برنامه ریزی و همفکری همه دوستان، کتابخانه گنجینه بهار در روستای پوده فعالیتش را رسما شروع کرد ... سی و سه نفر دیگر، که برای سه ساعت فعالیت کتابخانه در روز اول آمار بدی نیست. از این هفته هم روزهای یکشنبه و سه شنبه و در هر روز دو ساعت کتابخانه فعال خواهد بود. روز جمعه آینده هم اولین جلسه قصه خوانی در کتابخانه برگزار میشود که این هم در این روستا کار تازه ای است و ما هم به اثراتش در درازمدت بسیار امیدواریم.
روز اول که جرقه این کار در فکر و ذهنمان زده شد( حدود یکسال پیش و شاید هم بیشتر)، همه چیز تخیلی و دور از دسترس به نظر میرسید: مگر شدنی است؟ با این همه مشکلات و در این مملکت؟ و اصلا دل خوش سیری چند؟ فکر میکنی کسی قبلا به این کار فکر نکرده بوده؟ اگر شدنی بود که آدمهای بزرگتر از تو تا حالا انجامش داده بودند. اما حالا که تا حدودی کارها سروسامان گرفته میبینیم که کاری شدنی است و البته نه بدون مشکل. این کار نه کار دوسه نفر، که حاصل کار خیلیهاست، خیلیهایی که ما حتی اسم و رسمشان را هم نمیدانیم وشاید هم هیچوقت نفهمیم. قطعا تا سالهای سال هر کتابی که در این کتابخانه ورق بخورد و هر توانی که به واسطه دانایی به اهالی این روستا اضافه شود(که دانایی توانایی است)، انرژی مثبتش به همه ی افراد سهیم در این پروژه خواهد رسید. ... و دیگر از زندگی چه میخواهیم؟ باور کنید که همین است: بزرگ میشویم پا به پای یکدیگر، ساخته میشویم و میسازیم و اطرافمان پرمیشود از انرژی شادیبخش و سازنده."

برگرفته از وبلاگ حرفهای معمولی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 13:7  توسط زهرا   | 

سمن یعنی سازمانها ی مردم نهاد، یک سالی می شود. رفتم به وزارت کشور برای ثبت یک انجمن، یعنی یک سازمان مردم نهاد. با مسول این واحد به گفتگو نشستیم می خواستم ببینم چه مدارکی می خواد، باید برای شروع چند نفر بود و ... به نظرم ساده می نمود. با انرژی که داشتم می خواستم انجمن موفقی را به راه بیاندازیم. سوالهای این آقای مسول واحد شروع شد تا اینکه پرسید چقدر پول داری؟ سوال کمی به نظرم عجیب بود و بی ربط ولی نه منظورش این بود که شما که می خواهید با پشتوانه علمی خودتان ، از وقت و انرژی خودتان صرف بکیند باید برای شروع یک حساب بانکی قانع کننده داشته باشید و متاسفانه فقط به همین دلیل این کار انجام نشد. و اما انجمن مذکور "انجمن خیرین کتابخانه ساز" بود که تا به امروز این کار انجام نشده البته من امیدوارم که حالا یا خودمان و یا گروهی بتوانند این کار را انجام بدهند.

حالا این را نوشتم تا بگویم روند ثبت یک انجمن در ایران علی رغم ساده به نظر رسیدن پیچیده و گاهی انجام نشدنی است در حالی که در فرانسه انجمن های مردمی بخشی جدا نشدنی از جامعه شده اند. انجمن محله، انجمن مادران، انجمن کوچه، انجمن مجتمع، انجمن تمامی مشاغل و ثبت و به راه اندازی یک انجمن بسیار بسیار ساده است. پست بعدی درباره انجمنی که در فرانسه به ثبت رساندیم مینویسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 11:57  توسط زهرا   | 

یکی از رؤیاهای من ایجاد یک کتابخانه در یک روستا است، روستایی که مرکزیت دهستان دارد. دارای مدرسه ابتدایی و راهنمایی است، اما افسوس که یک کتابخانه ندارد. یک کتابخانه، در یک روستا، روستایی دور از هیاهوی شهر، برای کودکانی که چشم به آینده دوخته اند، آینده ای مبهم. کودکان و نوجوانانی که حق دسترسی به دانش دارند.

 

      یک کتابخانه ، یک روستا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 3:7  توسط زهرا   | 

در پست آینده درباره رویایی خواهم نوشت که تصمیم دارم به آن رنگ واقعیت ببخشم، این سخنرانی مارتین لوتر  همیشه برایم جذابیت قشنگی دارد.

موفق به گذاشتن لینک نشدم، فردا دوباره سعی می کنم ولی چنانچه عنوان این پست را در گوگل سرچ کنید لینک و فیلم سخنرانی را پیدا خواهید نمود.                            

                  

این هم فیلم کوتاهی از سخنرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 2:38  توسط زهرا   |