انگار که دارند با تکه آجری می کوبند روی دلم. کتاب تاریخ که می خواندیم در مدرسه دیگر برایم مبرهن بود که تاریخ یعنی گذشته، دهه های گذشته، صد سال پیش، هزاره های پیشین، قرن های گذشته. ولی این روزها ناباورانه ایستادهام به تماشای تاریخ. و هر روز که می گذرد برگی است از تاریخم که ورق می خورد.
فیلم کمدی از امانوئل موقه (Emmanuel Mouret) که خودش هم نقش اول فیلم رو بازی کرده. خوب این از اون دسته فیلم هایی هست که اگر قرار باشه تو ایران پخش بشه سر و تهش رو جمع کنی میشه ۵ دقیقه. بنابراین چیز زیادی برای گفتن باقی نمیمونه. نمی خوام سر وبلاگم بلا بیاد
ولی می شه گفت که با دختری آشنا میشه که وقتی قرار می شه همدیگر رو ببینند می فهمه که پدرش رییس ج و هو ر هست. حرکات و اصلا چهره ای که امانوئل داره خیلی کمدی هست. خیلی جاها بدون حرف زدن بیننده رو به خنده وا میداره.

فیلم کمدی ; لویز (alain chabat) فکر میکرد برای مجرد بودن فقط کافی هست که ازدواج کنه به همین دلیل هست که از اما (charlotte Gainsbourg) می خواد که نقش همسرش رو بازی کنه و وقتی که قرار هست تو کلیسا ازدواج کنند نیاد تا خانواده اش دست از سرش بردارند ولی درست وقتی نقشه هاش عملی می شه عاشق اما میشه ![]()
خبر داری خبر داری
خبر داری که این دنیا همش رنگه
همش خونه همش جنگه
نمی دونی نمی دونی
نمی دونی که گاهی زندگی ننگه
نمی بینی نمی بینی
...
آخ نمی بینی که دلم تنگه
(فریدون فروغی)
با نگرانی و دلواپسی عجیبی خبرها رو دنبال میکنم. هر وقت هم که میخوام بهش فکر نکنم یه تلنگری نمیزاره. عمار شروع میکنه به صحبت کردن از ایران و وضعیتش و ... بعد نوبت اون یکی، حتی مربی مهد هم نمیتونه نگه که دیشب برنامه ویژه ایران رو دیده. همون برنامه ای که خبرنگار بین طرفدارای کاندیداها قدم میزنه، با محمد نامی که معتاد هست حرف میزنه، میره مراکز بازپروری. بازار رشت. قم ...
خوب میدونم که هر کسی هم که ریس جمهور بشه، اتفاق خارق العاده ای قرار نیست بیافته، مشکلات یک شبه حل نمیشه، معجزه ای هم نمیشه، انتظار معجزه هم ندارم
انگار توی دلم دارن آش میپزن
خداوندا مرا آن ده که آن به ![]()
Dentelles et tchador... l'image résume bien le livre tant notre reporter raconte en détail les moeurs de la jeunesse iranienne qui semble mixer allègrement la pudibonderie officielle et des jeux de séduction et d'amour plus complexes.
باز هم انتخاب میان بد و بدتر. می گویند همه جای دنیا همینطور هست. ولی بد و بدتر ما با همه جای دنیا خیلی فرق می کند. دلم می خواست من هم یکی از حلقه های آن نوار سبز بودم دیروز.
نه، بسیار بسیار مقاوم هستند، سه نفری هم میشه نشست. اصلا هم آزار دهنده نیست. درست مثل یه نیمکت. حالا اگر روی اینا کسی بخوابه میشه بهش گفت کارتون خواب ![]()
این فیلم از روی رمانی به همین نام از فرشته طائر پور و مینو کریم زاده ساخته شده. در انتقادهای نوشته روی این فیلم به کاستی های زیادی اشاره شده بود از جمله اینکه فیلم به رمان بسیار وفادار نمانده است. این فیلم از بعضی از کارهاسرتر بود. همین انتقادها باعث می شود که دوست داشته باشم این رمان را هم بخوانم.
رمانسی عاشقانه. تو از این شکستن خبر داری یا نه، دور از واقعیت های دنیای امروز ما. امتحانهای سخت و آسون. تب کوچولو قطع شد. همینجوریاست. معرفی می کنم ، دوست صمیمی من کسرا. ![]()

هیچ کس پایان این روزان نمی داند. بُرد پرواز کدامین بال تا سوی کجا باشد، کس نمی بیند. ناگهان هولی برانگیزد. نابجایی گرم برخیزد. هوشمندی سرد بنشیند
لیک با طبع خموش اوست. چشم باش زنده گانی ها. سردی آرای درون گرم او با بالهایش ناروانرمزی است. اززمان های روانیها. سرگرانی نیستش با خواب سنگین زمستانی. از پس سردی روزان زمستان است روزان بهارانی. (نیما یوشیج)
"خواب زمستانی" ساخته سیامک شایقی، قصه ای زنانه که سه خواهر باید بتونند از پس زندگی بدون مرد بربیان. تقارن یعنی پای شکسته من، پای شکسته تو. از اینجا رد می شدم گفتم سلام عرض کنم
. هر خونه ای یه مرد میخواد، بیگاری خونه مال مرده. زندگی رنج آور با ویلچر در ایران که من رو به یاد همکارم انداخت که چقدر همت به خرج میداد که هم معلول بود و هم زن! بلند بلند فکر کردن های فرشته (پگاه آهنگرانی). چرا سیزدهم، بریم هفتم. کارت سوختم تمام شده بود سوار اتوبوس شدم
یه عرضی داشتم، نه من قصد ازدواج ندارم. با اجازه
. می خوای استخاره کنی؟ می خوام ببینم شما چی میشید! بیخبر اومدم ولی دیگه باید می اومدم. (با یه گلدون رز)
پ.ن. از این به بعد کتابهایی رو که می خونم، فیلم هایی که می بینم، موسیقی هایی که می شنوم و ... رو یه اشاره کوچولو تو وبلاگم بهشون میکنم. شاید دلیلش این هست که حافظه خیلی خوبی ندارم که به یاد بیارمشون، اینجوری اینا می شن کمک حافظه
. این ایده از جایی اومد که وبلاگ یه کتابدار فرانسوی به نام سیلوی رو دیدم که به طور تقریبا مداوم به معرفی کتابهای جالبی توی وبلاگش می پردازه تا افراد بخونند به همراه یک توضیح کوتاه. گفتم من می تونم هر از گاهی بنویسم از آثاری که می بینم و می خونم
The World Digital Library (WDL) makes available on the Internet, free of charge and in multilingual format, significant primary materials from countries and cultures around the world.
The principal objectives of the WDL are to: