زندگي رسم خوشايندي است. زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ، پرشي دارد اندازه عشق.
زندگي چيزي نيست، كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
زندگي جذبه دستي است كه مي چيند.
زندگي نوبر انجير سياه، در دهان گس تابستان است. زندگي، بعد درخت است به چشم حشره.
زندگي تجربه شب پره در تاريكي است. زندگي حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي سوت قطاري است كه در خواب پلي مي پيچد.
زندگي ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
خبر رفتن موشك به فضا، لمس تنهايي ماه، فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
...
هر كجا هستم، باشم، آسمان مال من است.
پنجره ، فكر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است.
چه اهميت دارد گاه اگر مي رويند، قارچ هاي غربت؟
چه کتابی دوست داری؟ از چه مدلهایی بیشتر خوشت میاد؟ همینکه جوابشون رو میدی، ناپدید میشند و خیلی طول نمیکشه که با کلی کتاب برمیگردند. یا اینکه بهت میگند که دنبالشون بری، داخل اتاق، یه گوشه سالن، انباری، گاراژ. مهم نیست کجا ولی کتاب در خانه هست. یادم نمیاد که برای ندوستن معنی یک واژه فارسی به فرهنگ لغت مراجعه کرده باشم (این به این معنا نیست که معنی تمام واژه ها رو می دونم ولی ساده ترین راه این بود که از کسی بپرسم) و اینجا دیکشنری غالبا اولین کتابی هست که کنار میز کار یا کامپیوتر نظرت رو به خودش جلب می کنه. با تردید در معنای هر واژه ای سریع به اون مراجعه می کنند، هر چند که زبان مادریشون باشه. وقتی جایی دعوت می شم همونطور که میزبان داره به کاراش میرسه دست من یه کتاب یا مجله میده تا از بیکاری حوصله ام سر نره
. تفاوت های فرهنگی همین موارد ریز و درشت هست.
مدتها پیش درباره یک رویا نوشتم، یک سالی می شود.سال گذشته بود که توانستیم این انجمن را در فرانسه به ثبت برسانیم. اطلاعاتش ۱۲ ژوئیه در روزنامه رسمی چاپ شد.
ریشه های دانش؛ انجمنی برای توسعه کتابخانه های روستایی در ایران
Les racines du savoir : Association pour le develeppement des bibliotheques rurales en Iran
علی رغم اینکه این انجمن حوزه فعالیتش در ایران بود در استانداری شهر هیچ کس نگفت که شما حق ندارید این کار را انجام دهید. روند ثبت انجمن به خوبی پیش رفت. حتی برای کمک به کسانی که می خواهند کارهای اجتماعی و به قولی مردم نهاد انجام بدهند انجمنی متشکل از آشنایان به قوانین و ریس های انجمن های مختلف ، تاسیس شده که انجمن های تازه کار را در کارهای اداری و ... کمک می کند. مرحله بعد افتحاح یک حساب بانکی بود که آن هم انجام شد. بانک Credit Cooperatif، آن هم به شکل تخصصی برای انجمن ها کار می کند و نامش هم به معنای تعاون است. و اما مرحله مهمتر آغاز به کار است. آغاز به رنگ و رو بخشیدن به رویاها و خیالات رنگارنگمان.
در این راستا دوستانی که در خارج از کشور توانایی کمک مالی دارند می توانند کمک های خود را به شماره حساب
اطلاعات بین المللی حساب بانکی انجمن
Les racines du savoir
International Bank Account Number
FR76 4255 9000 3141 0200 0346 912
Bank : Credit Cooperatif
Adresse : 112 Avenue du Prado, BP. 266
Marseille 13269 cedex 8
اطلاعات فرانسوی حساب بانکی انجمن
No de compte : 41020003469
Les racines du savoir : Association pour le développement des bibliothèques rurales en Iran
Bank : Credit Cooperatif
Adresse : 112 Avenue du Prado, BP. 266
Marseille 13269 cedex 8
تمام دوستانی که می خواهند از روند کار و پیشرفت آن آگاه شوند یک ایمیل با عنوان انجمن برای من ارسال کنند تا در آینده با گزارش و عکس آنها را از چگونگی پیشرفت ها آگاه کنیم. برای پیشبرد هر چه بهتر این پروژه نیاز به یاری همه شما داریم. هر گونه پیشنهاد و نظر می تواند به م کمک کند.
فعالیت دانشگاه به منزله سمبل علم و دانش و کارخانه ها و شرکت ها به مثابه صنعت هر یک به شکل جداگانه و منزوی زیان های بسیار زیادی بر پیکره توسعه و پیشرفت وارد می کند. ارتباط میان علم و صنعت و به خدمت داشتن نتایج تلاشهای هر یک توسط دیگری سبب پیشرفت علمی دانشگاه و پیشرفت صنعتی تولیدکنندگان خواهد بود و در نتیجه هر یک از مزایای این ارتباط بهره مند خواهند شد. بر اساس ماده 45 قانون برنامه چهارم توسعه كشور ايجاد علم و فناوري با نگاه و هدف گسترش بازار محصولات دانايي محور و دانش بنيان است.
تولید کنندگان محصولات برای یافتن دانایی و آگاه شدن باید به فردی مراجعه کنند تا بتوانند به این اطلاعات دست یابند. در این فرایند است که جایگاه کتابداران و کارشناسان اطلاع رسانی به عنوان مشاوران اطلاعاتی سازمان ها و شرکت ها باید نمود و اهمیت پیدا کند. ولی متاسفانه مدیران و سرپرستان شاید به دلیل تصور کلیشه ای که از حرفه کتابداری دارند برای دستیابی به اطلاعات مورد نیازشان به کتابدار مراجعه نکنند. وظیفه ما در این میان چیست؟![]()
این مطلب تاریخ گذشته است ولی خواندن دوباره اش باز هم برایم جالب بود، واقعیت هایی که جناب دکتر حری بسیار زیبا بیان کرده اند.
در رسانه ها مي بينيم ، مي شنويم ، يا مي خوانيم که مردم ما «کم خوان»اند ، رغبتي به مطالعه ندارند ، هر ايراني در سال ، فلان قدر دقيقه کتاب مي خواند و داوري هاي متنوع و فراوان ديگر. گويي مردم عناصر مجردي هستند که مي توان درباره آنها بدون توجه به عوامل محيطي سخن گفت. آنها هستند که مي خوانند يا نمي خوانند ، آنها را بايد به باد ملامت گرفت ، و از لاکتابي آنها بايد گلايه کرد. اين کار البته مصلحت انديشانه تر هم هست. توپ را در زمين حريف بينداز و همه مسووليت ها را هم متوجه او کن هر گاه نورافکن را به طرف مقابل بيفکنيم ، طبعا خودمان در تاريکي و به دور از ارزشيابي ها و داوري ها مصون خواهيم ماند. حال بياييم به همين مردم که ملامت ... ادامه مطلب