
بسیار زیباست لحظاتی که نوشته های سیاه روی کتابهای دوران دانشگاه رنگی می شوند، و سازمان مالکیت فکری و معنوی در یک روز ابری و بارانی در شهر بسیار زیبای ژنو از کتابهایی که خوانده ام خارج می شوند و پا به دنیای دیدهها میگذارند.
محوطه بسیار زیبا و هنرمندانه تزیین شده، شامل دوساختمان اصلی یکی بزرگتر از دیگری که برای سهولت ارتباط میان آنها راهرویی بینشان طراحی شده، سازمان فولاد به یادم میاید که کاری مشابه را برای صرفه جویی در زمان و سهولت رفت و آمد انجام داده بود.![]()
ساختمان اصلی ، محوطه سازمان 1 ، محوطه سازمان 2 ، محوطه سازمان 3، محوطه سازمان 4 ، ورودی اصلی سازمان ، WIPO , OMPI ، ساختمان کوچکتر و راه روی میان آنها
در پست قبل صحبت از استفاده از اینترنت بی سیم در دانشگاه بود، که معمولا برای دسترسی به این سرویس نیاز به یک کامپیوتر است (لب تاپ)، سیستمی که باید به گیرنده امواج رادیوئی مجهز باشد.
اما معمولا دانشجویان نباید هزینه لازم برای خرید کامپیوتر همراه را داشته باشند
به همین دلیل طرحی توسط وزارت آموزش فرانسه به تصویب رسیده که بنا بر این اصل دانشجویان و دانش آموزان می توانند از وام بدون بهره برای خرید کامپیوترهای همراه بهره مند شوند و وام خود را با کنار گذاشتن روزی یک یورو، هزینه لازم برای خوردن یک قهوه در روز و یا هزینه یک سالاد، باز پرداخت نمایند.
البته به این طرح اشکالاتی از قبیل نیاز به ضامن و سختگیریهای بانکها را وارد می کنند، ولی با وجود اینها بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان توانسته اند با پول توجیبی
و هزینه ای بسیار ناچیز در ماه صاحب یک کامپیوتر همراه شوند و این یعنی مردمی کردن تکنولوژی، آماده کردن نوجوانان و جوانان برای آینده، این یعنی که مسئولین اهمیت قابل دسترس کردن فناوری های پیشرفته و جدید را درک کرده اند ![]()
وقتی ثبت نام انجام شد و کارت دانشجویی تحویل داده شد، در گوشه ای از کارت هر دانشجویی یک کد ده رقمی قرار دارد؛ این کد ده رقمی رمز ورود به سیستم اینترنت بی سیم
دانشکده می باشد که به تمام دانشجویان داده می شود، هر دانشجویی با داشتن یک کامپیوتر مجهز به دریافت امواج رادیویی می تواند در هر گوشه ای از محیط دانشگاه، در فضای باز، راهروی اصلی، کافه تریا، کتابخانه و ... بنشیند و از اینترنت استفاده نماید. در سالن ورودی و اصلی دانشگاه میزهایی در کنار پریزهای برق قرار داده شده تا افراد به راحتی بتوانند، کامپیوترهای خود را بیاورند و بنشینند. معمولا غروب که می شود سالن اصلی مملو از دانشچویانی است که هر یک با لپ تاپی کنار هم نشسته اند.
یکی از خوابگاههای دانشجویان درست رو به روی دانشکده قرار گرفته است، بنابراین هیچ عجله ای نیست، البته نکته جالب این است که دانشگاه تعطیل نمیشود بنابراین حتی می توان تا نیمه شب در دانشکده بود، البته معمولا به خاطر مسائل امنیتی
خود دانشجویان تا دیر وقت در آنجا نمی مانند.
امسال آغاز رسمی کلاس هایمان 4 اکتبر بود، به رسم همیشگی، از طریق ایمل به تمامی افراد تاریخ اطلاع داده می شود و یک نسخه از برنامه سال تحصیلی ارسال میگردد.
وارد می شویم ، معمولا دور یک میز گرد، رو به روی هم قرار می گیریم، مسئول لابراتوار شروع می کند به خوش آمد گویی و شرح برنامه های امسال، پرینا، زنی پاکستانی الاصل بسیار مصمم و با اراده
بعد نوبت دانشجویان می شود، یک به یک خود را معرفی میکنیم، نام، رشته تحصیلی سالهای پیش، موضوع رساله، تجارب کاری، کارهایی که تا به حال انجام داده ایم، انتظاراتی که امسال از خودمان و از استادان داریم و ...
امیدوارم که سال خوبی داشته باشیم![]()
الان این برنامه را دیدم که در تلویزیون فرانسه پخش شد، جریان اعدام یک دختر ۱۶ ساله، تکان دهنده، تا حالا شده به تماشای یک مراسم اعدام بروید؟ اینقدر تماشا برای ما شده عادت یا ... که حتی تماشای مرگ هم تبدیل شده به برنامه های و مراسم ثوابی که نباید از دست داد؟؟؟ تا حالا این سوال را از خودمان پرسیده ایم که چه کسی و به چه جرمی میتواند درباره مرگ و زندگی یک انسان تصمیم بگیرد؟ چرا در چنین پرونده هایی مردان محاکمه نمی شوند، آن هم مردانی که در مورد پرونده عاطفه نیروی انتظامی هستند، نیرویی که وظیفه حفاظت از مردم را دارد، نیرویی که وظیفه ایجاد امنیت برای ما را دارند!! پس ما در این کوچه خیابانهای تاریک به چه کسی می توانیم اطمینان کنیم؟؟
چرا یک قاضی میتواند یک نوجوان ۱۶ ساله را به اعدام محکوم کند در حالی که ایران امضا کننده قانون جهانی است که متعهد است حکم اعدام برای زیر ۱۸ سال نداشته باشد؟ چرا از اشتباه فاحش این قاضی کسی سوال نمی کند؟
معمولاً این صحنهای است که در کمتر فیلمی دیده میشود یا درباره آن صحبت میشود، ولی اگر در خارج از ایران زندگی کنید و احیاناً فرصتی دست دهد و گذرتان به دستشویی خانه شخصی بیافتد، معمولاً با انبوهی از مجلات رو به رو خواهید شد. ![]()
بله درست است، این مجلهها برای مطالعه هستند، و به دنبال همین طرح برای "توسعه خواندن" و ایجاد فرصت، شاید برای آنانکه تمام مجلاتشان را خواندهاند، بهتازگی صحبت از دستمالهای دستشویی است که افراد می توانند قبل از استفاده آن را مطالعه کنند
چرا که بر روی آنها مطالب جالبی چاپ شده است، همچنین بازیهای فکری مانند سوداکو
و یا همانطور که در تصاویر ( کتابخانه در دستشویی ، پایه برای سهولت مطالعه در دستشویی )میبینید، طرح های جالبی مانند طراحی کتابخانه و یا پایه ای که می توان در آن مجلات را قرار داد، ابداعاتی هستند که در این زمینه انجام شده است.
و اما هنگام خشک کردن دستها در دستشویی، خشک شدن دستها تقریبا یک تا دو دقیقه زمان می برد، متخصصان به این فکر کرده اند، بالای این دستگاهها معمولا یک صفحه به شکل پوستر و با نقاشی توجه افراد را جلب می کند، و همانطور که دستان شما خشک می شود، یک مطالعه یک دقیقه ای
هم انجام خواهید داد، البته این مورد به گستردگی مورد اول نیست.
تصویر کامپیوتری که در میان قفسه ها برای انجام جستجو قرار گرفته است ، با کمی دقت می بینید که کیس پنهان شده و در محفظه ای قفل دار قرار گرفته، و فقط مانیتور، کیبورد و موس در اختیار مراجعه کننده قرار می گیرد،
این عکس را از کتابخانه الکزار گرفتم و لازم به یادآوری است که در تمام طبقات و لابه لای قفسه ها این گونه کامپیوترها قابل مشاهده هستند.
و چون این دستگاه برای رفع نیاز های سریع است به شکلی قرار گرفته که بدون صندلی و ایستاده از آن استفاده شود ![]()

Rameau سيستمی برای نمايه سازی که بوسيله کتابخانه ملی فرانسه حمايت می شود، تقريبا ۹۰ ٪ از کتابخانه های فرانسه اعم از ملی، دانشگاهی، تخصصی و ... از اين نظام نمایه سازی استفاده ميکنند.
از سال ۱۹۸۰ کتابخانه ملی فرانسه آغاز کرد به استفاده از اين نظام، که در ابتدای امر کپی برداری بود از يک سيستم کانادايی که آن هم به نوبه خود ترجمه ای بود
از سر عنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره، که به مرور زمان کتابخانه ملی فرانسه اين نظام را گسترش داده است که هم اکنون به نظام جامعی تبديل شده.
این برنامه در سال 1989 تاسیس و فعالیت خود را شروع کرد. هر ساله به مدت یک هفته برنامه های جالبی به اجرا در آورده و رفته رفته به اعضای آن اضافه شده است. چنانچه امروزه 100 کشور با "جشن خواندن" در ارتباط هستند و خواندن را جشن می گیرند.
دیدن کشورهایی چون: هند، پاکستان، مراکش، و حتی افغانستان در کنار کشورهایی اروپایی و آمریکایی جالب توجه بود. در قسمتی از سایت آنها آمده: "از آنجا که خواندن مساله مهم جهان است و احترام به تفاوتهای فرهنگی مهمتر، لذا "جشن خواندن" در تاسیس کتابخانهها، کتابفروشی ها، مراکز فرهنگی و ... در شهرهای مختلف 100 کشور سرمایه گذاری کرده است"
هر ساله برنامهها، کنفرانسها، کارگاهها و دیدارها به مدت چند روز در همه جا، حتی بیمارستانها و زندانها برگزار میشود، و فرصتی برای دیدار میان نویسندگان و خوانندگان، دسترسی آسان به منابع، و آشنایی میان دوستداران مطالعه فراهم میسازد. امسال جشن کتاب از 9 تا 14 اکتبر برگزار خواهد شد.
آیا مبارزه با بیسوادی، اهداء کتاب و هدیه دادن لذت خواندن به همه، بهترین راه برای برداشتن مرزها نیست ![]()
بالاخره تصمیمم رنگی به خود گرفت و پس از گذشت زمان زیادی دوباره به دنیای وبلاگها بازگشتم، در این وبلاگ سعی دارم از تجربیات، دیده ها و شنیده هایم بنویسم، آنچه که برایم جالب است، چیزهایی که دیدنشان، خواندنشان و شنیدنشان موجب خوشحالیم میشود و دوست دارم که آنها را با شما تقسیم کنم.![]()